جناب پوتین که در اشل شخصیتی خود یک رئیس دولت متفاوت و منحصر محسوب می شود بیشتر یادآور رهبران حکومت های عصر امپراطوری است که اگر کمی به خود زحمت داده و مباحث شیرین فلسفه را ورق زده بود قطعا با تورق فصل نظریات هگل در می یافت که هستی مقدس است و در حال زایش و هیچ اجزائی از هستی نیست که فرم انجماد و ثابت خود را حفظ کند و در این بین مفاهیم حکومتی و سیاسی و بین المللی نیز از این قاعده دیالکتیک هگل پیروی می کنند. مفهوم سیاست، قدرت، دولت، نظام بین الملل، جنگ و... همه این مفاهیم در همان راستا و در ذیل قاعده دیالکتیک فلسفی هگل تغییر یافته و در معنای امروزی آن فهم و تفسیر می شود که حتی در دانشکده های علوم سیاسی در مقطع دکتری روابط بین المل تحت عنوان واحد درسی "تحول مفاهیم" تدریس می شود.
امروز سیاست نه اقتدار که بلکه بیشتر در معنای مسئولیت درک می شود. قدرت نه در لوله های تفنگ بلکه در علوم نانو و دیجیتال و فن آوری و بصورت قدرت هوشمند (smart power) بدل شده و نظام بین الملل نه در قواره امپراطوری و متکی به مساحت ژئوپلتیک و جغرافیا بلکه هر دولتی فارغ از اندازه و مساحت سرزمینی دارای حق شناسایی دو ژور (de jure) حقوقی بوده و صاحب کرسی مستقل ملل متحد است. امروز سیاست هم در سیر تحولی دیالکتیکی فرم نرم و دیپلماسی گرفته و همه نبردها بر سر میز مذاکره و با رعایت موازین خاص خود پیگیری می شود و به راحتی و با عصبیت نمی شود زیر میز زد و همه چیز را حاشا کرد.
پوتین حتی درس شیرین تاریخ را هم از قرار معلوم زیاد جدی نگرفته و مطالعه حتی کاربردی سیاسی هم از حوادث قرن بیستم نکرده چرا که هنوز هم که هنوز هست در بعضی از زوایای اروپا زخم های آلمان نازی التیام نیافته و بدنامی هیتلر و رفقای نازی اش در اذهان عمومی جهان محفوظ است.
پوتین قدرمسلم نگاهی بسیار سطحی به حوادث خانمانسوز بشری دهه های ۲۰ و ۳۰ قرن بیستم انداخته و زیاد تامل نکرده است وگرنه هرگز نفرت تاریخ را به جان خریده و تراژدی تاریخ را تکرار نمی کرد. وی باید بداند هنوز هم دیر نشده می تواند به فلسفه و تاریخ برگردد و شده با حداقل علاقه ای هم یک مرور اجمالی ولی تامل برانگیزی به فلسفه فصل هگل و تاریخ روابط بین الملل از کنگره وین تا جنگ دوم جهانی داشته باشد، قطعا با ذکاوتی که دارد ادامه این شرایط را به صلاح نه خود و نه روسیه و نه نظام جهانی فرتوت و خسته از پاندمی کرونا می بیند و تداوم بازی قدرت در فرم هوشمند و روی میز دیپلماسی را بر می گزیند. او باید بداند که درست از همان جایی در دام قدرت هوشمند گرفتار شده که تفسیر معنای قدرت را در فرم صلب و به مفهوم دوره جنگ دوم جهانی دریافته است، و این همان استراتژی قدرت هوشمند رقبای لیبرال دموکراسی اش است که وی به راحتی و با غفلت و در دام آتشی گرفتار شده که با ناسیونالیزم بر افروخته اند.
کلید واژه ها: روسیه اوکراین روسیه و اوکراین جنگ اوکراین حمله روسیه به اوکراین ولادیمیر پوتین
( ۳۰ )
نظر شما :
ارسال نظر
ناظر سیاسی۰۸ اسفند ۱۴۰۰ | ۱۲:۴۶
انتظار بود نویسنده محترم قدری از مباحث فلسفه تاریخ که بر اساس آنها پوتین نباید چنین اقدامی را مرتکب شود را بازگو می کردند. فقط کلی گویی شده و هیچ ورودی به بحث و مدعای اصلی نویسنده صورت نگرفته که ذهن خواننده اقناع نمی کند.
سعید۰۸ اسفند ۱۴۰۰ | ۱۳:۱۵
انتظار میرفت دوستان و تحلیل گران ایرانی عزیز بعد از فجایع اتفاق افتاده در افغانستان و اوکراین، از توهمات چندین سالهی خود بیرون آمده و به این واقعیت مسلم و غیر قابل انکار که قدرت دقیقا در "لولههای تفنگ" تعریف میشود اعتراف نمایند. اما متاسفانه کماکان شاهد این گونه تحلیلهای به ظاهر زیبا و ضدجنگ اما در باطن پر از تتاقض و ساده انگاری و آغازگر ضعیف شدن یک ملت و یاغی شدن قدرتهای خارجی و سلطه طلب است، هستیم. در میز مذاکره و دیپلماسی نیز قدرت چانه زنی و دیکته کردن نظرات خود به طرف مقابل با میزان بازدارندگی نظامی و البته اقتصادی کشورها تعریف میشود. پس هیچ تضادی بین افزایش قدرت اقتصادی، اجتماعی و علمی با افزایش قدرت نظامی وجود ندارد و در مقابل قرار دادن این دو امر با جملاتی مانند " قدرت در لولههای تفنگ نیست" چیزی جز ساده لوحی و ساده انگاری نیست.
دلسوز۰۸ اسفند ۱۴۰۰ | ۱۳:۲۰
جناب عبدالرحمن ولایتی به یک میلیونیم اطلاعات و دادههایی که پوتین در دست دارد، دسترسی ندارد و فکر میکند میتواند با نظریههای منسوخ و غیر عقلانی هگل پوتین را نقد نماید. خیلی دردناک است. چه بر سر تفکر و دستگاه فکر انسان ایرانی آمده است؟ نباید خون گریست؟ اینکه پوتین وارد یک بازی شده است با نتیجه نابودی خود و روسیه، اظهر من الشمس است. ولی ذهنیت یک «دکتر و پژوهشگر روابط بین الملل» از امر حکومتداری و جایگاه فردی مثل پوتین در قامت ریاست دولتی مثل روسیه متاسفانه باعث میشود من به این باور برسم که ایران تا سالهای دور روی آبادی را نخواهد دید. بهتر نبود چالش و گزینههای پیشروی پوتین را لیست میکردید تا ببینیم پوتین در برابر تهدیدی که با تکیه بر ذهن برخاسته از سنت حاکمیت روسی مقابل خود میبیند چه انتخابهایی دارد؟ بهتر نبود هزینه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی این گزینهها را بعد از توصیف کیفی بر اساس معیارهای منطبق بر روح جامعه روسی، به طور کمّی محاسبه مینمودید؟ بهتر نبود از این طریق بهترین گزینه را برای دولت روسیه از بین گزینههای موجود معرفی نموده و پس از آن انتخاب پوتین را نقد مینمودید؟
اشکان۰۸ اسفند ۱۴۰۰ | ۱۴:۴۳
دوستی خاله خرسه کشورهای فقیری چون ایران و سوریه پوتین را به کام شیر فرستاد
ابراهیم قدیمی۰۸ اسفند ۱۴۰۰ | ۱۷:۲۷
پرزیدنت پوتین تاریخ و فلسفه وهگل را نمی شناسد و نمی داند ولی پرزیدنت ! زولانسکی میداند ؟ بهتر نیست جهت روشن شدن مشکل در یک مجموعه اجزای مجموعه جدا جدا بررسی گردد؟دراین مجموعه پیمان دفاعی ناتو،فدراسیون روسیه، اوکراین واجزای اوکرین۔ایا پبمان ناتو یک پیمان دفاعی است؟ اگر دفاعی است در مقابل چه مهاجمی۔ اوکراین کشوری است که میخواهد مستقل از روسیه وعضوی ازناتو باشد ولی کریمه ودیگران چنین حقی ندارند۔ اروپا میخواهد پیمان ناتو ازمنافع المان و امریکا وکلیه اعضا در سراسر جهان با نیروی نظامی ازمنافع خود دفاع کند ولی روسیه نباید متحدی داشته باشد ودر فکر دفاع از خودش باشد۔
محمد۰۸ اسفند ۱۴۰۰ | ۱۸:۳۶
تاریخ مصرف پوتین که از همین الان پایاین یافته است و کافی است طی یک انقلاب رنگی یا اجماع نخبگان مخالف او ، از قدرت به زیر کشیده شود . مشکل اصلی این است که مارا چه شده است که از شعار نه شرقی نه غربی به این روز افتاده ایم . کاش ، ای کاش حداقل به پاس این رفتار غیر عزت مندانه ، یک هلیکوپتر (نمی گویم یک جنگنده سوخو چون خواسته زیادی است) ، یک هلیکوپتر نظامی به ایران هدیه بدهند ، به عنوانه صله
تقی۰۹ اسفند ۱۴۰۰ | ۱۰:۲۱
فکر نمیکنم این اسمش اساسا تحلیل باشه
نویسنده۱۱ اسفند ۱۴۰۰ | ۱۱:۵۵
دوست عزیزی که لطف نموده و یادداشت را مطالعه کرده اید و با قاطعیت و یقین مطلق فرم تحلیلی یادداشت را رد کرده اید با هویت تقی ...باید به عرض برسانم عزیز فرم تحلیل زوایای مختلفی دارد که در این فرم که بنده در قالب یک یادداشت مختصر و مفید نگاشتم تحلیل از زوایه گفتمان ذهنی پوتین و با روش تحلیل گفتمان است که با تاسی از فلسفه هگل نظام ذهنی پوتین را نسبت به اقدامی که در اوکراین انجام داده به صورت بسیار مختصر تحلیل کردم که در حوصله مخاطبان نیز بگنجد وگرنه خود این بحث بسییار مفصل است
نگاه شرقی...ما را در سایت نگاه شرقی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 29