عبدالرحمن ولایتیدکتر عبدالرحمن ولایتی*

انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا یکبار دیگر در حالی به مراحل پایانی خود نزدیک می شود که شاید در طول تاریخ سیاسی آمریکا از جرج واشنگتن تا آبراهام لینکلن و فرانکلین دلانو روزولت تا باراک اوباما از کاندیداتورها گرفته تا سبک رقابت در نوع خود متفاوت و منحصربه فرد بوده باشد و با پایان ماجرا در سوپر تیوزدی ( Super Tuesday ) سکانس آخر پروسه انتخابات آمریکا، اتاق بیضوی کاخ سفید برای مدت چهار سال در تملک موقت یکی از دو حزب بزرگ سیاسی ( دموکرات – جمهوریخواه ) قرار خواهد گرفت و یکی از این دو فرد برگزیده کمپین های انتخاباتی در مقام عالی ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا قرار خواهد گرفت و عنوان موسوم به ریاست جمهوری پادشاهی (Emperial persidency) را یدک خواهد کشید با این اوصاف جامعه آمریکایی این روزها در کلیات آن از رودآیلند تا کالیفرنیا و مونتانا تا فلوریدا تحت الشعاع مناظرات انتخاباتی این دو حزب و برآیندهای حاصل از آن قرار گرفته است تا چهل و پنجمین رئیس جمهور خود را تجربه بنماید.

اما مساله ای که در این بین افکار عمومی جهان بلاخص جامعه آمریکایی را به نوعی شگفت زده نموده است تنزل اعتبار انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در طول تاریخ پنجاه و هشت ساله خود بوده است. انتخابات پنجاه و هشتم را بدون شک باید در طول تاریخ رقابت های سیاسی ایالات متحده یک استثنا به حساب آورد این وضعیت استثنایی به تعبیر کارل اشمیت هم در شکل و هم در محتوا در دوره پنجاه و هشتم مشهود است و بعبارتی ویژگیهای مخصوص به خود را داراست که اعتبار و حیثیت دموکراسی آمریکایی را به چالش کشیده است.

با اندک تاملی در مفروض فوق سیستم حکومتی دموکراسی از نوع آمریکایی آن وجه مخرب خود را نشان میدهد البته شاید مجال مناسبی ست بر یک اعتراف بزرگ که دموکراسی زیاد هم سیستم حکومتی چشمگیری برای بشریت نبود بلکه به قول هوشمندترین دولتمرد قرن بیستم سر وینستون چرچیل ” دموکراسی بدترین نوع حکومت است به استثنای سایر حکومت ها “ در واقع اشاره چرچیل امروزه در ینگه دنیا به اصطلاح عثمانیهای سابق، نقصان خود را به وضوح نشان میدهد بنابراین انتخابات اخیر آمریکا مصداق واقعی سیستم معیوب دموکراسی ست دموکراسی آمریکایی با وجود جلوه متفاوت و بومی از تیپ دموکراسی به جهت برخورداری از پایه و شالوده اندیشه روسویی (Jean-Jacques Rousseau ) متفکر و فیلسوف سیاسی سوئیسی در پستوی خود عوارض و کاستی های زیادی را نهفته دارد که مهمترین آن مشروعیت همه آحاد مردم در داوطلب به کاندیداتوری جایگاه ریاست جمهوری است درست در نقطه مقابل این اصل برخاسته از اندیشه روسویی تئوری فیلسوف دولتمرد (king philosopher) افلاطونی خود را نشان میدهد که تقریبا در گذشته بسیار دور در جغرافیای آتن عواقب حاصل از دموکراسی را گوشزذ کرده بود که مع الاسف اذهان جامعه بشری در این مورد دچار نصیان شده و نه تنها از آن غفلت ورزیدند بلکه در طول تاریخ برای احیای آن پافشاری نمودند در صورتیکه با تاسی به یک اصل بسیار ساده افلاطون مسائل کلان و سطح اعلی جامعه و در صورت کلی تدبیر امور جامعه را نمی توان به دست عوام ناپخته و نافرهیخته داد و این همان نکته نصیانی ست که امروزه در سیستم انتخابات آمریکایی خود را نشان میدهد و در دور اخیر به شکل یک تئاتر کمدی مضحک در حال نمایش برای جامعه جهانی ست.

ترامپ و کلینتون

شیوه و سبک رقابت پنجاه و هشتمین انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا به لحاظ کلاس یک انتخابات دمکراتیک کلاسیک با شرکت دو کاندیدای حاضر به شکل مفتضحانه خدشه دار شده است و دونالد جان ترامپ به ظاهر جمهوریخواه نمایش واقعی از افتضاح دموکراسی آمریکایی ست و نه تنها با ویژگیهای یک دموکراسی کالج آمریکایی همخوانی ندارد بلکه صورت واقعی از پوپولیسم لمپن پرولتاریایی روسی ست که در دل یک کالج انتخاباتی جان لاکی سر بر در آورده است و این نه یک گریز از سیستم انتخاباتی آمریکایی ست که فردی مثل دونالد ترامپ انبوه ساز از آن در رفته باشد بلکه ریشه در تاریخ استقلال آمریکا و برخاسته از اندیشه و رایزنی پدران بنیانگذار آمریکایی در نشست فیلادلفیا دارد که با تاسی از آرای روسو در قالب نص قانونی مصوب نمودند که همه افرادی که اصالت امریکایی داشته باشند فارغ از میزان سواد و دانش، ثروت، مقام اجتماعی می توانند برای احراز مقام ریاست جمهوری رقابت کنند و این همان پاشنه آشیل سیستم انتخابات الکترال کالج آمریکایی ست که راه را برای ورود قشر عوام جامعه آمریکا برای تصدی یک جایگاه نامتناسب با ساختار طبقه عوام باز گذاشته است.

دلیل اصلی افتضاح رقابت پنجاه و هشتم در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بیشتر در ادبیات رکیک هر دو کاندیدا نسبت بهم می باشد که عاری از هرگونه موازین اخلاقی جامعه آمریکایی ست که در اکتبر سورپرایز (oktobr surprise) به شکل فحاشی خود را نشان داد این روند، از جبهه دموکراتها و شخص خانم هیلاری کیلینتون به جهت تجربه و تسلط به قاعده بازی کمی ملایم تر و سیستماتیک تر و در عین حال حرفه ای تر دنیال شد و اعلام این موضع از جانب کلینتون به خاطر عدم آشنایی آقای ترامپ به قواعد بازی سیاسی آمریکا موجب یهم ریختگی و آشفتگی عصبی وی را بدنبال آورد و بهمین جهت بی محابا به اردوگاه دموکراتها و شخص کلینتون حمله ور شده و حتی مونیکا گیت بیل کلینتون را نیز دست آویز قرار داد تا حملات حریف را به نوعی خنثی نماید.

دونالد جان ترامپ انبوه ساز نیویورکی که تا بحال هیچ رزومه سیاسی نداشته است و فقط چندین بار در ادوار گذشته اراده به فعالیت داشته است با ورود به سطح تراز اول بازی سیاسی آمریکا زندگی واسطه گرانه خود را به چالش انداخته و خود را در مخمصه بزرگی گرفتار کرده است و از این رو سرگیجه وار به پیش می رود و اظهار نظرهای پاردوکسیالی از خود به نمایش می گذارد که از بسیاری زوایا برای جامعه جهانی بلاخص خود جامعه آمریکایی شگفت انگیز می باشد و از همین رو بسیاری از یزرگان و رجال اردوگاه جمهوریخواهان از پل رایان (رئیس مجلس نمایندگان آمریکا) تا سناتور رادیکال جان مک کین از وی اعلام برائت کرده اند تا جائیکه کاندولیزا رایس یکی از رهبران آکادمیک جمهوریخواهان در اظهار نظری عجیب خطاب به رهیران سیاسی آمریکا گفته بود” یکی به این احمق بگه دیگر بس است” در واقع در صورت کلی قضیه این اظهار نظر بیانگر اینست که نخبگان جمهوریخواه این راند را از هم اکنون به نفع دموکراتها کنار کشیده اند و خود را از پیش باخته می دانند و حتی این تلقی به افکار عمومی آمریکا نیز راه یافته است و بیشتر مردم آمریکا از هم اکنون هیلاری داین رودهام را چهل و پنجمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا می دانند و جامعه جهانی نیز بایستی خود را باید برای مدت چهار سال با مواضع دموکراتها در پهنه سیاست بین الملل وفق دهند.

نهایتا باید گفت که ایالات متحده آمریکا با ادعای اتوپیای دموکراسی برای رهایی از جنون قدرت برخاسته از طبقه عوام بایستی چاره ای بیندیشد تا در گرداب افرادی امثال ترامپ گرفتار نشود که آبروی حود را بعنوان یک کشور و ملت پیشرفته از دست رفته ببیند و بر مبنای اینکه دموکراسی آمریکایی در نوع خود منحصر به فرد بوده و کاملا آغشته به تاریخ و فزهنگ بومی کشوز آمریکا می باشد فلذا در مکانیسم خود تمام عیار یک دموکراسی در بستر آرای جان لاکی ست ولی در مقوله مکانیسم انتخاب افراد برای رقابت تصدی ریاست جمهوری بیشتر متاثر از اندیشه روسو و مبتنی بر تئوری اراده عمومی می باشد که مسلما چیزی جز پوپولیسم از آن سر در نمی آورد و انتخابات پنجاه و هشتم نماد عینی از این چالش دموکراسی آمریکایی ست که به شکل مفتضحانه خود را در قواره دونالد ترامپ به تصویر کشیده است.

دکتری روابط بین الملل*